خاطرات گم نام

نوشته هایی که نباید گفت

شنبه اول هفته
ساعت ٧:٢٢ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۸/۱٤   کلمات کلیدی:

سلام

تقریبا میشه گفت از امروز تا حد زیادی دورکاری ما تموم شد !!! آخه تو این چند هفته اخیر من میشستم خونه رو سایت کار میکردم .... چون تو محل کار این اتوماسیون با اینترنت اختلال داشت مجبور شده بودم دورکاری کنم ...

خب خدا رو شکر دیگه طراحی و برنامه نویسی ما به پایان رسید !!! کوه بزرگی بود !!!

امروز روزه زوجه ... یعنی روز حانم ها !!! راستی امروز روز امتحان هم هست ... باید از بچه های کلاسم امتحان بگیرم ... روزهای امتحان روزهای خوبین میدونی چرا؟ چون من کار خاصی نمیکنم برگه رو میدم دانشجو اون کار میکنه !!! تازه وقتی کارش تموم میشه هم میره !! یعنی آخر عشق و حال !! خنده

از خانم X  هم اصلا خبری نیست !!! خب اینجوری خیلی بهتره !!! دوستام همیشه میگن که من خودمو زیادی بالا میبینم که البته تو این مساله احساس میکنم خانم X خودشو زیادی بالا میدیده !!! آخه نا سلامتی درسته که تو اون کلاس دانشجو هستم اما در کل من استاد اون مجموعه بودم .... نمیدونم این بنده خدا چی برا خودش فکر کرده ؟!! آخه میدونی کلا جوری برخورد میکنم که هیچ وقت از کسی شماره نگیرم  اگرم مساله ای پیش بیاد دیگرانن که شماره دادن اینجوری لا اقل خودمو در مقابلشون مسئول نمیدونم !!! شاید اشتباه فکر میکنم ...

بابا بیخیال این خانم X بشیم .... سوژه اونقدر زیاده که نگو !!!

بابت نظر های زیبا از narGess خانم و وبلاگ زیباش بسیار بسیار ممنونم !!! مرسی


یک روز بد یک روز خوب
ساعت ۳:٥٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۸/۱٠   کلمات کلیدی:

سلام

روزهای فرد روز آقایونه !!! آهان بذار درستش کنم یعنی بنده روزهای فرد با عناصر ذکور مملکت کلاس دارم .... در ترم جاری روزهای فرد من از ساعت 11 صبح تا 20 شب کمپلت پره و این مساله نشان از پر برکت بودن وضعیت داره که البته شاید از لحاظ درآمدی خوب باشه اما میتونه مشکلاتی رو هم به همراه داشته باشه !!!

مثلا هیچ میدونستی ((اگه 3 ساعت درس بدی و احساس کنی هیچ کس هیچی نفهمیده ،علاقه ای به تمرین نداره !! و از همه مهمتر چون خودشو کارمند میدونه فکر میکنه دلیل موجهی برای نخوندن هم داره)) .... میدونستی این مساله عذاب آور ترین مساله عمر آدم میشه ؟؟؟

خب من روزهای فرد 3 تا کلاس دارم اولی کلاسه خوبیه .. بچه های باحالی داره و از همه مهم تر اینکه همشون درس خونن و این باعث میشه احساس اینو داشته باشم که کارام بی فایده نیستن...

اما دومی واقعا فاجعه است یه مشت آدم بی خاصیت که دقیقا فقط مثل جسد آدم رو نگاه میکنن میان میشینن سر این کلاس وقتی درس میدی اونقدر کله تکون میدن که فکر میکنی همه چیز رو یاد گرفتن اما پای عمل که میرسه اولین سوال رو که میدی میفهمی که اگه تا صبح هم صبر کنی آبی گرم نمیشه !!!

کلاس سوم هم بد نیست !! فقط تعداد نفراتش زیاده که این باعث میشه بعضی وقتا از کوره در برم و براشون قاطی کنم ..

اما امروز روز خانوم هاس راستی کلاس فتوشاپ هم دارم خانم ایکس هم میاد...

پایروز به من زنگ زد تو سمینار بودم بهش گفتم بهت زنگ میزنم !!! بعدا هرچی زنگ زدم گوشی رو بر نداشت !!! منم اس ام اس دادم که گوشی ام داره خاموش میشه فردا  بهت میزنگم که دیدم در آنه واحد بهم جواب داد .... ببخشید عزیزم من تو اتاقم نبودم نفهمیدم زنگ زدی فردا منتظر تماست هستم ... تا اس ام اس رو دیدم سریع زنگ زدم ... دیدم بازم جواب نمیده!! خلاصه این شد که دیگه ما دیروز هم بهش زنگ نزدیم و فقط یه اس داد منم خیلی خشک و جدی جوابشو دادم ... برام جالبه بدونم امروز چی کار مکنه !!!لبخند

روز خوبی داشته باشید


کلاس فتوشاپ
ساعت ٧:٥٤ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۸/۱٠   کلمات کلیدی:

راستش ما هرچی از کامپیوتر بلدیم منطق و برنامه نویسیه اما الان مجبور شدم یه چیزایی از فتوشاپ و گرافیک هم یاد بگیرم که خب البته تا اینجا که برام خیلی جالب بوده چون حداقل سایتها  ونرم افزار هایی که میسازم شکل جالبی پیدا میکنن

اما از همه جالب تر وجود یه دختر خانم عجیب قریب سر کلاس و گیر دادن خانم به ماست!!

راستش من مدرس کامپیوتر هستم البته تو رشته های منطقی اما الان دانشجوی فتوشاپ شدم که خب خیلی جالبه !!!  معمولا هم به کسی شماره نمیدم اما نمیدونم چی شد شمارم رفت؟؟؟

حالا این بنده خدا هم هی زنگ میزنه و سر کلاس هم همه جوره خودشو میچسبونه به من که خب برای من خیلی بده !!! داره تو کله اش نقشه های یک ازدواج رویایی رو طرح ریزی میکنه .... از همه جالب تر دیروز گفت:

 من اصلا مذهبی نیستم اما از شوهر های مذهبی خوشم میاد ... بابام هم خیلی این اخلاق منو دوست داره البته خودم هم یه وقتا خیلی مذهبی میشم ها ... مثلا تو ماه رمضون و محرم به نا محرم دست نمیدم .... خلاصه کلی چرت و پرت

حالا یکی بیاد بگه آخه من کجام  مذهبیه ؟ این دختر چی دیده تو ما که این حرفها رو بلند بلند مبزنه ؟ تقریبا 80% عابروی منو با این رفتارهاش برده ... 

راستی یه چیزی من اصلا نمیخواهم اطلاعاتم جایی درز کنه چون بالغ بر شونصد تا دانشجو دارم  پی از دست من و گنگ صحبت کردنم ناراحت نشید ....


افتتاحیه وبلاگ
ساعت ۸:۱۱ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۸/۸   کلمات کلیدی:

امیدوارم بتونم خاطرات و حوادث خودمو بدونه کم و کسر اینجا بنویسم

اصلا بگزار از همین الان شروع کنیم امروز از 11 صبح تا 8 شب کلاس دارم اما هنوز تو رخت خوابم و هنوز نتونستم از جام بلند شم .... خیلی افتضاحه !!! تازه الان میخواهم برم حموم !! اصلا باید گفت کی میره این همه راهو !!؟؟؟

از طرفی دارم سیگار رو ترک میکنم دعا کنید کم نیارم !! از روزی یه پاکت رسوندمش به 3-5 نخ در روز !!!

خب برم دیگه !! احتمالا صدای مدیر امروز دیگه در میاد !!